# تو هنرمندی...
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
آی دختر چــــــادری... آی کسی که هنوز طعنه ها به گوشت می خورد گاه گاه... یادت باشد... تو نه املی... نه متحجر... تو هنرمندی... هنر تو این است که می توانی متفاوت باشی... همرنگ جماعت شدن را که همه بلدند...
# بیا فکر کنیم حجاب محدودیت است،
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
بیا فکر کنیم حجاب محدودیت است، من آزادانه عاشقت هستم ای زیباترین محدودیت دنیا...
#مــــــــادر پـهـلـــــو شـکـسـتــــه
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
یا علی رفتم بقیع اما چه سود / هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود یا علی قبر پرستویت کجاست / آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست هر چه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام عرض تسلیت به شما بزرگواران ب
#منــــ مخصوصــــ یکـــــ نفـــر هستمــــ
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
مــــن چـــــــادرم را کـــه مــے پـــوشـــم فــکـــر نـــکــن از تـــمــام دخــتـــرانـــه هـــایــم هــمــیـــن وقـــارش را بــلـــدم نـــه اتــفــاقــا بـــر عـــکـــس نـــاز و عـــشـــوه را خ
# او صمیمی ترین دوست من است...
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
مدرسه می روم یا مهمانی...هوا سرد است یا گرم...مسخره ام بکنند یا نه...فرقی ندارد...او صمیمی ترین دوست من است...و همه جا همراهم می ماند...
#حال من با چـــــــادر مشکی خوش است...!
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
من یک محجبه ام برایم از سختی هایش بهانه بیاور ولی بدان حرف هایت روی من اثری ندارد، من در این دنیا باحجاب بودنم را با هیچ چیز عوض نمیکنم شاید از نظر بعضی ها زیبا نباشد، ولی من تمامم را
#چــــــــادر ســــر کردنـــــ عشقـــــ میخواهـــد√
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
چــــــــادر مزاحمــــــــ منــــــــ نیستــــــــ ✘دستــــــــ و پــــــــایم را نمیگــــــــیرد ✘مادرمــــــ بهــــــــ من ــــــــ آموختهــــــــ√: چــــــــادر ســــــــر کردنــــــــ بلدیــــــــ نمیخواهـــــد✘عشقــــــــ میخواهــــــد√
#میخواهم_خانوم_باشم...
-
تاریخ: 1397/12/25 ساعت: 9:12
وقتی آن دختر مانتویی میخرد که استین هایش حریر است...من عاشق پوشیدن ساق دست هایم هستم... ♥ وقتی آن دختر موهایش را به هزار رنگ در می آورد و از زیر شالش پریشان می کند...من روسری ام را لبنانی می بندم...
حال من با چـــــــادر مشکی خوش است...!
-
تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 18:45
من یک محجبه ام برایم از سختی هایش بهانه بیاور ولی بدان حرف هایت روی من اثری ندارد، من در این دنیا باحجاب بودنم را با هیچ چیز عوض نمیکنم شاید از نظر بعضی ها زیبا نباشد، ولی من تمامم را به رخ هر کس و ناکسی نمیکشم.
# طـلا تویــــے . . . !
-
تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 18:45
گذشت آטּ زمآטּ کـہ نفت رآ طلاے سیآه میگفتنـב ...امـروز طـلا تویــــے ... سیـآه ، چـــآבرتــــ ...
دخــتــر خــانـــوم ! . . .
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 17:47
جـــــــــانــــــــمــــــ فــدایــــ رهــــــبـــــر . . .
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:38
❤اول پاییز بود و در کلاس❤❤دفتر خود را معلم باز کرد❤❤بعد با نام خدای مهربان❤❤درس اول آب را آغاز کرد❤❤گفت بابا آب داد و بچه ها❤❤یک صدا گفتند بابا آب داد❤❤دخترک اما لبانش بسته ماند❤❤گریه کرد و صورتش را تاب داد❤❤او ندیده بود بابا را ولی❤❤عکس او را دیده در قابی سپید❤❤یادش آمد مادرش یک روز گفت❤❤دخترم باب
تـــبـــریــــــــکـــــــــ . . .
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:38
❤اول پاییز بود و در کلاس❤❤دفتر خود را معلم باز کرد❤❤بعد با نام خدای مهربان❤❤درس اول آب را آغاز کرد❤❤گفت بابا آب داد و بچه ها❤❤یک صدا گفتند بابا آب داد❤❤دخترک اما لبانش بسته ماند❤❤گریه کرد و صورتش را تاب داد❤❤او ندیده بود بابا را ولی❤❤عکس او را دیده در قابی سپید❤❤یادش آمد مادرش یک روز گفت❤❤دخترم باب
وقتی که آقا داماد وسط عروسی به دنبال مدافع حرم رفت...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:38
عماد یک سال از علی بزرگتر است و او را بسیار دوست دارد. همه از عشق و علاقه این دو به هم مطلع هستند. با اینکه عماد فقط یک سال بزرگتر است، اما همیشه مثل پدر، با او رفتار میکند و مراقب اوست. علی با وجود اینکه کوچکتر است، در امور مختلف زندگی به نحوی به او کمک میکند که یک برادر بزرگتر به برادر کوچکترش ک
رفتند تا بمانیم...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:38
❤اول پاییز بود و در کلاس❤❤دفتر خود را معلم باز کرد❤❤بعد با نام خدای مهربان❤❤درس اول آب را آغاز کرد❤❤گفت بابا آب داد و بچه ها❤❤یک صدا گفتند بابا آب داد❤❤دخترک اما لبانش بسته ماند❤❤گریه کرد و صورتش را تاب داد❤❤او ندیده بود بابا را ولی❤❤عکس او را دیده در قابی سپید❤❤یادش آمد مادرش یک روز گفت❤❤دخترم باب
قدرش را بدانیم...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:38
❤اول پاییز بود و در کلاس❤❤دفتر خود را معلم باز کرد❤❤بعد با نام خدای مهربان❤❤درس اول آب را آغاز کرد❤❤گفت بابا آب داد و بچه ها❤❤یک صدا گفتند بابا آب داد❤❤دخترک اما لبانش بسته ماند❤❤گریه کرد و صورتش را تاب داد❤❤او ندیده بود بابا را ولی❤❤عکس او را دیده در قابی سپید❤❤یادش آمد مادرش یک روز گفت❤❤دخترم باب
شــهــیـد شــــــدمـ
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:38
❤اول پاییز بود و در کلاس❤❤دفتر خود را معلم باز کرد❤❤بعد با نام خدای مهربان❤❤درس اول آب را آغاز کرد❤❤گفت بابا آب داد و بچه ها❤❤یک صدا گفتند بابا آب داد❤❤دخترک اما لبانش بسته ماند❤❤گریه کرد و صورتش را تاب داد❤❤او ندیده بود بابا را ولی❤❤عکس او را دیده در قابی سپید❤❤یادش آمد مادرش یک روز گفت❤❤دخترم باب
تولد امام کاظم بر شما مبارک
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 17:35
ماه مدینه شمع جمع هستى بر ما دهد درس یکتا پرستى هفتم وصى خاتم النبیین سلاله طاها و آل یاسین هفتم ماه صفر، روز تولد هفتمین ستاره آسمان ولایت مبارک باد
مــــرگــ بـــر آمـــریـــکـــا...
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 17:53
الهم صل علی محمد و آل محمد
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 2:31